نقطه
شعر " نقطه " اثر يکی از دوستان عزيزم : ه خ
رهايی بهتر است از بند ،نقطه چه با درد و چه با لبخند ، نقطه
سکوت بامدادان دل انگيز به است از صد شب پيوند ، نقطه
دمی با عشق تلخی را شنيدن به است از طعم شهد و قند ، نقطه
چه شيرين است با مشتی صداقت جهان را شستن از ترفند ، نقطه
ولی ديری است در هر جای اين شهر هزاران ديو می بالند ، نقطه
ميان حجم قلب شهروندان در و ديوار می کارند ، نقطه
به تيغ دشنه دل را می شکافند سپس بر مرده می نالند ، نقطه
شب تاريک را با بيم موجش روا بر غنچه می دارند ، نقطه
ولی هر دم پرستوها بخوانند رهايی بهتر است از بند ، نقطه
جهان با باد بام از خواب خيزد و بعدش ماجرای چند نقطه
* * *
تفرحون اليوم بما احزنکم فی الامس ، و يحزنکم اليوم ما افرحکم فی الامس ، فالفرح و الحزن مثلان ، متلازمان ، کفتا ميزان ، إن يجلس إحدهما علی مائدتکم نام الثانی فی سريرکم ...
جبران خليل جبران
